هجده ماهگی مبارک گل پسرم


امروز روزی که هجده ماهه شدی یعنی دیگه یک سال و نیمت تموم شده :) خیلی خوشحالم و خیلی دوستت دارم. خداوند مهربون بهم 18 ماهه که یک فرشته آسمونی داده و من ازش خیلی ممنونم. عشق من امروز صبح کل پازل ماشیناتو خودت چیدی بدون کمک. توی ترافیک که میرسیم شروع میکنی به ماشینا میگی آقا بروووو خیلی بامزه میگی آقااا . دیشب تا بهت گفتم با بابایی برو حموم دوییدی دم در حموم و بابا تو صدا کردی که برین حموم. هر وقت بابایی افتر شیو میزنه تندی میدویی و دستت و به صورتت میزنی یعنی برای منم بزن. یاد گرفتی بگی نه اگه چیزی به میلت نباشه سرتو به اشاره نه بالا میکنی و میگی نه نه . به مامان در امور آشپزی کلی کمک میکنی به امور نظافت خانه کلی کمک میکنی جارو زدن و دوست داری دسمال بر میداری و همه جا رو تمیز میکنی و گردگیری میکنی قابلمه ها رو در بر میداری و کلی غذا درست میکنی. از خوراکیهایی که خیلی دوست داری دهن مامان و بابایی میذاری و ععاشق اینی که مامان و بابایی با هم لپای قشنگتو بووس کنن. خیلیدوست داری که بیرون بری و گردش کنی و تازگیها از سرسره سواری خوشت اومده . هر چند وقت یک بار هم سوار کامیون و ماشینت میشی و صدای ماشین از خودت در مییاری. از کامیون و ماشینای بزرگ هم کلی خوشت مییاد و برات جالبن و برای همین توی خیابون نشونشون میدی. خلاصه که عسل منی و داری بزرگ میشی هر روز و منم عاشق تر میشم هر روز .


قربون گل پسر ناز نازیم بشم امیدوارم که همیشه سلامت باشی و هر روز زندگیت پر از شادی و سلامتی و موفقیت باشه برات

اینم چند تا از عکسات در 18 ماهگی
کاداهاتم یک بسته رنگ انگشتی بود که از موم درست شده بود و دو تا بشته حیوانات مزرعه و جنگل که کلیی دوسشون داشتی






هجده ماهگی مبارک گل پسرم
